عاشورا
ایام جانسوز عاشورا را به پیشگاه حضرت صاحب الامر (عج)و همه ائمه هدی (ع) و عاشقان و دلسوختگان آل الله تسلیت عرض می کنم و انشاالله که در دنیا و آخرت دستمان از دامان پر مهر ائمه اطهار (ع) کو تاه نماند
با توجه به ایام حزن و عزای سرور شباب الجنه امام عاشقان اشعاری به این مناسبت از شاعر گرامی جناب بکتاش داریم که شامل ۲ رباعی و ۲ شعر کودک به قرار ذیل می باشد :
ای کاش شب سیاه زنجیر شود محراب سپیده غرق تکبیر شود
بر روی نوار قلبهای خالی هفتاد و دو بار عشق تکثیر شود
*************************
آواز رگش شور شهادت دارد آهنگ به تنبور شهادت دارد
فرمانده ما دعای خون می خواند انگار که کنکور شهادت دارد
****************************
یا حسین سبز
دیروز مادرم
پیشانی مرا
با یا حسین بست
یکدفعه نبض من
با دسته های اشک
در کوچه مان شکست
وقت اذان ظهر
من سجده می برم
برخاک کربلا
این یا حسین سبز
کرده است سر بلند
پیشانی مرا
(شعر فوق منتخبی از مجموعه : "رو نویسی از بهار " است که به تازگی از طرفر کانون پرورش فکری منتشر شده است )
************************
کاسه های اشک
عمو عباس من ماه محرم / به یاد لاله ها در باغ گل کاشت
تمام کاسه های اشک خود را /برای ظهر عاشورا نگه داشت
دوباره پرچم آزادگی را /عمو عباس من آرام برداشت
و بابایم حسین از راه آمد /گل بوسه به روی دست او کاشت
به مشک خالیش خنجر کشیدند /صدای آب را هم قطع کردند
دو تا دست عمویم را بریدند /وپای آب را هم قطع کردند
تمام کاسه های آبی اشک /به روی گونه ها ی من شکستند
و من در کربلای شعر دیدم /شهیدان واژه هایی سرخ هستند
۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸
و اما این قسمت اختصاص به شاعر "تاراج گل "یعنی شاعر پیشکسوت ملایر آقای محمد جعفر غزاله دارد
تاراج گل مجموعه ای از غزل مثنوی و ...شاعر می باشد و جز این مجمو عه دیگری هم در راه دارد
ایشان متولد ۱۳۰۶ در ملایر بوده و سرودن شعر را ۱-۲ سال قبل از انقلاب آغاز کرده است ضمن آرزوی سلامتی و توفیق ایشان ۲ غزل از ایشان را مرور می کنیم
به دشت کرب و بلا تازیانه بود و عطش سر فتاده ز تن در میانه بود و عطش
سنان و نیزه و شمشیر و خنجر و زوبین ز هر طرف گل پرپر نشانه بود و عطش
درون خیمه رباب و سکینه و زینب امام عابد و آتش زبانه بود و عطش
کسی به یاری اهل حرم نزد قدمی به جای جرعه آبی ترانه بود و عطش
به روی دست پدر تشنه دست و پا می زذ شکوفه ای ،کهدلش در بهانه بود و عطش
خزیده در پس نخلی به قصد شکار خدنگ حرمله بر ناز دانه بود و عطش
علی اکبر نو رسته خط کمان ابرو به سوی او گل تیر از کمانه بود و عطش
مگر نه آب فرات در صداق فاطمه بود ز غاصبان شریعه فسانه بود و عطش
هزار لاله شکوفا شد از گلوی حسین (ع) غزاله رشته خون عاشقانه بود و عطش
***********************
سری فتاده زتن بر زمین و قاتل نیست پلاک هست و نشانی ز کوی و منزل نیست
زبان کشیده به کام از عطش به دشت جنون درون سینه نمی در شکوفه دل نیست
ندا رسید به گوشم ز عالم ملکوت که جای غسل تیمم کنید باطل نیست
جنازه را ببرید و به خاک بسپارید که در طریقت ما شرح و بحث محمل نیست
به جای گریه و تلقین غزل ترانه کنید که خواب در حرم عاشقان بیدل نیست
جنازه را به فراسوی عرش می بردند به جایگاه ابد کو نشانی از دل نیست
تمام لاله رخان زنده اند و ما خاموش برای زنده دگر حاجت شمایل نیست
غزاله گاه عروج و زمان وجد و صال فرشته هم به سراپرده بسط و حایل نیست
یه روز که بخاطر حافظ می خواستم از تجربی منصرف شم شور ابوعلی سینا مانع شد و آخرالامر نه حافظ شدم و نه ابوعلی بین شعر و طبابت گیر افتادم نه از حواس پرتی که دلم می خواست گیر بیفتم و وقتی افتادم خوب نمی شد تنها بمونی این شد که تصمیم گرفتم ساکت بمونم تا بقیه هم از چاه حضرت یوسف (ع)بی بهره نمونن.....