فریدون محمودی و شعر ملایری

معرفی شاعر(فریدون محمودی متخلص به ف شبگیر )
خود شاعر می گوید :
متولد ۱۳۳۵ و دبیر ادبیاتم که از کودکی با شعر و داستان زندگی می کردم کتابهای چاپ شده ام :
-لغات و اصطلاحات ملایری
-گل کاسه اشکنک (شعر به لهجه ملایری )
کتاب های در دست تالیف :
-متل های ملایری
-بافه گل (شعر )
مسولیت ها :-مسول انجمن های ادبی پروین و شهریار ملایر (ده سال )
-رئیس فر هنگ و ارشاد (۶ سال )
ـسر دبیری هفته نامه عندلیب
سر انجام درس و کلاس و معلمی را بر همه مشاغل دیگر ترجیح داده و به زبان و لهجه ملایری عشق می ورزم و همه تلاشم این است که دقایق و ظرایف و ناگفته ها و ثبت نشده ها ی آنرا در اشعار ملایری ماندگار و نهادینه کنم
اشعاری از کتاب گل کاسه اشکنک
ننمه
ا که اصب عل طولو بیداره ننمه لو باغچه لاله عباسی مکاره ننمه
ا که با دسای کوچوک وترچیدش امین پیلته سوت شاته میاره ننمه
ا که عمری برمون سختی و تنگی کشیده هنیم پاد گل قول و قراره ننمه
ا که سر تاسر سر مای زمسون سر جو مچلنگید دمین چله و چاره ننمه
ا که جیبام پر سرنجه و فرخی مکرد مدرنجید مثه یه باغ ستاره ننمه
ا که گیسای قشنگش شده اسپی برمون نفسش افتاده امروز به شماره ننمه
ا که آش کاچی و ترخینه و پلته پلوش مین مدبق هنیم د سر داره ننمه
ا که عمری برمون ایلا و الا دویده مه سوار و تو سوار و ا پیاره ننمه
ا که اصب عل طولو بیداره ننمه لو باغچه لاله عباسی مکاره ننمه
****************************************************
عکس قشنگت مین او
تنگ ایواره بیدا
که نشده بیدی لو جو
کوچه خلوت
مه بیدم ،تو بیدی و عکس قشنگت
مین او
***
سرت بالا که کردی
گرکای مین ابروت
دلم مچزناد
چول چول عرق اروم مچکید
لالمونی مین دنم اسممه یادم نوید
یه روز که بخاطر حافظ می خواستم از تجربی منصرف شم شور ابوعلی سینا مانع شد و آخرالامر نه حافظ شدم و نه ابوعلی بین شعر و طبابت گیر افتادم نه از حواس پرتی که دلم می خواست گیر بیفتم و وقتی افتادم خوب نمی شد تنها بمونی این شد که تصمیم گرفتم ساکت بمونم تا بقیه هم از چاه حضرت یوسف (ع)بی بهره نمونن.....