مروری بر مجموعه ناگهانی همیشه نارنجی
مطالب این پست شامل :
1- شعر طعنه های بی قراری : (از خودم )
2- مروری بر مجموعه ناگهانی همیشه نارنجی (از جناب میر آقایی)
*******
1-طعنه های بی قراری
هوای گیسوی تو در آواز پرنده ای است
که هر روز از این شاخه به آن شاخه می شود
طعنه های بی قراری را ...
می خواندم و
پینه هایی را می شمردم و
روزگاری که همیشه در تقصیر
پسرم می گوید :
بابا من هم روزی برای تو می خوانم
طعنه های بی قراری را .
و پشت پنجره پرنده ای است
که دخیل بسته خاطرات ترا
داود بیات فروردین 86
2ـ عنوان کتاب :ناگهانی همیشه نارنجی
سروده : سید مهدی میر آقایی
ناشر :انتشارات علمی فرهنگی صاحب الزمان (عج)
این مجموعه منحصراً در بر گیرنده ی 41 غزل از جناب میر آقایی است که در فاصله ی زمانی سال های 82 تا 85 سروده شده اند. غزل هایی که در بدو امر با صمیمیت و صداقتی که دارند شمارا دعوت به خواندنشان تا پایان مجموعه می کنند .بیانی عاشقانه و دوری از مغلق گویی و سعی در به کار گرفتن مضامین و نکات و دقایق تازه از ویژگی های بارز این مجموعه است . حس و عاطفه همچنانکه بیشترین نمود را در غزل ها دارد نه لجام گسیخته است و نه یک طرفه ، بطوریکه مثل هوای جاری واسطه ی زمین و آسمان است .نه شتاب زده است و نه خشک و جمود که با بر خورداری از تعادل و توازن بستر مناسبی برای بروز تخیل و اندیشه های این شاعر گرامی شده است:
ـ و آیه آیه ، سوره سوره با "علق " شروع شد/و "اقرا باسم ربک الذی خلق" شروع شد.....
ـ برایت فال می گیرم بیا این حافظ و این تو / که اهل" هرچه پیش آید خوش آید" های من باشی .....
برخورد میر آقایی عزیز با زبان در این مجموعه برخوردی مبادی اصول بوده و ساختار شکنی از خود بروز نداده مگر در 5 مورد که" هنوزم" به جای "هنوز هم" آورده شده که تلاشی بوده برای تلفیق زبان رسمی و محاوره ای .که با این پایبندی به زبان این 5 مورد خودنمایی خاصی یافته و چندان بار زیبایی اثر را به سمت بهتر شدن هدایت نکرده است .این پایبندی به اصول کلاسیک در موسیقی شعر هم دیده میشود بطوریکه موسیقی درونی و بیرونی اثر گوشنوازی و زیبایی آن هم سو و هم راستا با عاطفه و تخیل غزل هاست.
رسیدن به زبانی که زلال و صمیمی است و سعی در رسیدن به مرز سهل و ممتنع را دارد قطعا بدون تلاش و مطالعه و ممارست بدست نخواهد آمد .عرق ریزی روحی که از شفافیت غزل های میر آقایی عزیزپیداست ، بیانگر زحمات زیادی است که این عزیز سالها بر خود هموار داشته است :
ـ این واژه عجب حال نسوزی دارد /در شعله هنوزم سرپا می ماند
درزمزم حس تو وضو باید ساخت / از سعی تو یک کوه صفا می ماند
ای کاش هوایی که شدم برگردی /شعری ، غزلی فاصله را بردارد
مضامین مذهبی اجتماعی عاشقانه و... در بافتی صمیمی و به دور از تکلف چنان ارائه شده که خواننده غرابتی با آنها پیدا نمی کند و در عین حال کشف های شاعرانه ی اثر، چشم مشتاقان و ادب دوستان را به دنبال خود می کشاند
ـ تو مثل نور امیدی و شهر بیدار است /چگونه حس تورا استتار باید کرد ؟
زخم عاشورا و دلبستگی به انتظار آنچنان عاشقانه ابراز شده اند که تغزل و شیفتگی و ارادت شکل و شمایل هنرمندانه ای را از خود در این آثار به نمایش گذاشته اند .
بی شک همه ی آثار یک شاعر از یک قوت برخوردار نیستند اما در این مجموعه یک دستی و تعادل و توازن در اکثر سطوح، بیشترین نمود را دارد و انتخاب بهترین غزل را دشوار می کند اما برای نمونه به غزل های ذیل می توان اشاره کرد :
غزل غزل پرنده ...، تو ای فردا ترین ،ناگهانی همیشه نارنجی ، باور نمی کنم که ...، سربلند سفیر عاشورا ،مسیر آمدنت از بهار لبریز است زیر سقف ساده ی باور ، این روز ها و ...
برای میر آقایی عزیز توفیق روز افزون خواستاریم و منتظر چاپ سایر آثارشان می مانیم
با هم غزلی از ایشان را مرور می کنیم
مسیر آمدنت از بهار لبریز است
برای دیدن رویت چه کار باید کرد ؟
چقدر از غم غربت فرار باید کرد ؟
تو مثل نور امیدی و شهر بیداراست
چگونه حس تو را استتار باید کرد ؟
در انتظار تو ماندیم و جمعه ها رفتند
چقدر شکوه از این انتظار باید کرد
مسیر آمدنت از بهار لبریز است
بیا فضای غزل را بهار باید کرد
و من که غرق امیدم همیشه می پرسم
برای دیدن رویت چه کار باید ؟
وبلاگ چایخانه ی غزل با ادرس ذیل متعلق به جناب میر آقایی است که برای آشنایی بیشتر با این عزیز به آدرس ذیل می توانید مراجعه بفر مایید:
کتاب های ذیل در پست های آینده معرفی خواهند شد :
1- از تلخ و شاد وطنم : سروده ي جناب آقاي فریدون ضرغامي (اسود)
2- صورت پیوند جهان : مجموعه ی اشعار هشتمین جشنواره سراسری شعر علوی
ضمنا دوستانی که تمایل دارند که کتابشان در این وب معرفی شود یک نسخه از کتاب مزبور را به آدرس ذیل ارسال بفرمایند:
تویسرکان :صندوق پستی 151 – 65815
یه روز که بخاطر حافظ می خواستم از تجربی منصرف شم شور ابوعلی سینا مانع شد و آخرالامر نه حافظ شدم و نه ابوعلی بین شعر و طبابت گیر افتادم نه از حواس پرتی که دلم می خواست گیر بیفتم و وقتی افتادم خوب نمی شد تنها بمونی این شد که تصمیم گرفتم ساکت بمونم تا بقیه هم از چاه حضرت یوسف (ع)بی بهره نمونن.....