و زلیخاست که بر پیرهنم می خندد
برای دریافت مجموعه شعر تقویم های تشنهبا آدرسها ی ذیل تماس برقراربفرمایید :
تهران : جناب آقای جواد قنبری 02144122208
ملایر: خیابان فخریه کتاب فروشی دهخدا 08512249359 و 09183525009 (آقای فرهاد سلیمی )
تویسرکان: میدان امام کتابفروشی حاج حقیقت تلفن 08524223425
تویسرکان: خ انقلاب جنب شهرداری کتابفروشی پاییزان 09187070207 و 08524241604
کاشان : خ. شهید رجائی –پاساژ امیر کبیر – طبقه پایین کتاب فروشی سلطانی 03614444625
مطالب اين پست شامل :
1-معرفی مجموعه شعر : و زلیخاست که بر پیرهنم می خندد(سروده جناب محمد حسین انصاری نژاد)
2- خم چرخ چاچی ( تالیف جناب ناصر صارمی)
..................................
1-معرفی مجموعه شعر و زلیخاست که بر پیرهنم می خندد:
سروده : جناب محمد حسین انصاری نژاد
ناشر: همسایه
انتشار: 1386
تیراژ : 2000 جلد چاپ اول
قیمت : 1200 تومان
این مجموعه 75 صفحه ای در بر دارنده 41 غزل ، 4 مثنوی ، یک مثنویغزل و سه شعر سپید می باشد .اشعاری که از سال 73 تا 85 تاریخ گذاری شده اند . زلالی و روانی سرایش و به عبارتی روح تغزلی شاعر در اشعاری متجلی شده که اندیشه و دیدگاه خاصی برای شعر مد نظر نبوده و به عبارتی دل و زبان شاعر به یگانگی رسیده و شعر متجلی شده مثل : سال نو ،دل به دریا ،چه می شد ،جنون خانه زاد و ….
البته در مثنوی و مثنویغزل شاید به خاطر نوع قالب و مقفی بودن جداگانه ابیات (که محدودیت غزل را کمتر دارد ) اشعاری گیراتر و دل نشین تر را شاهد هستیم که هر 4 مثنوی و تنها مثنویغزل این مجموعه در خور توجه هستند . برای نمونه چند بیتی از مثنوی مادر را مرور می کنیم :
خدای من خودش بود ایستاده خودش گل بوته ها را آب داده
دوباره عطر نان تازه برخاست ز گلدان ها نم خمیازه برخاست
نسیم صبح دم زیر سرم بود گل چادر نماز مادرم بود …..
به تدریج غزل های این مجموعه که به سال های اخیر نزدیک تر می شوند صمیمی تر و موثر تر و دل نشین تر می شوند
پشت تعطیلی اسفند فروریخته ام به نفس های تو سوگند فرو ریخته ام
"شنبه" های دلم اندازه "آدینه "عبوس دور از چشم تو یک چند فرو ریخته ام
مضامین مذهبی و اجتماعی دغدغه های عمده ذهن شاعر ند بطوریکه این دغدغه ها مرز و بوم نشناخته و پیروزی لبنان و قتل عام قانا و ….را هم در بر می گیرند:
می چکد از آسمان ستارۀ خونین می زنی ای ماه استخارۀ خونین ….ِ
گم شده بیروت زیر هالۀ باروت می کند آفاق را نظارۀ خونین
می وزد از امتداد مسجد اقصی شهپر جبریل را عصارۀ خونین…..
دید اجتماعی شاعر وقتی با باورهای مذهبی تعامل و یگانگی پیدا می کند به زیبایی غزل خیره به ماه را بوجود می آورد صحبت از زیبایی های این مجموعه منحصر به همین چند خط نیست و آثار در خور توجه در این مجموعه کم نیست با توجه به مجموعۀ قبلی و نمونه های قابل تامل این مجموعه، روح زلال شاعرانگی و تغزل جناب انصاری نژاد ستودنی است. با آرزوی توفیق روز افزون برای این شاعر عزیز و فرزانه با هم غزل خیره به ماه را مرور می کنیم :
خیره به ماه مانده اند بیشه ای از پلنگ ها
خون ستاره می چکد از دهن تفنگ ها
چشم به راه آسمان،همنفس ستارگان
ملتمسانه مانده ایم،خسته از این درنگ ها
خسته از این نقاب ها،از تب اضطرابها
دستخوش فریب ها ، خون جگر از شرنگ ها
گوش به زنگ،پشت در،خون جگریم خون جگر
سوخت جهان خسته را،شعله به شعله جنگ ها
می شنوم بهار را آمدن سوار را
می وزد آذرخش ها ، خشم تمام سنگ ها
جمعه ی سبز پوش را ، جاده ی گل فروش را
هلهلۀ ظهور را ، همهمۀ ترنگ ها
کوچه به کوچه انتظار ، در ره آخرین سوار
می شود از نگاه او ، سبز ، تمام رنگ ها
برای آشنایی بیشتر با این شاعر گرامی به وبلاگ ایشان با آدرس ذیل مراجعه بفرمایید :
2- معرفی کتاب خم چرخ چاچی :
مولف : جناب ناصر صارمی
ناشر : انتشارات 128
چاپ و صحافی : ستاره بهاران
شمارگان : 1000 جلد
چاپ اول : پائیز 87
بی شک شاهنامۀ حکیم طوس فردوسی بزرگ نه تنها یکی از شاهکارهای ادب فارسی است بلکه برتارک تمام اشعار حماسی جهان هم با زیبایی و پاکی اهورایی ایستاده است . شاهنامه نه تنها از منظر شاعری اثری شگفت انگیز است بلکه سرشار از حکمت و عقاید و رسوم ایران باستان و اخلاقیات و عرفان و مذهب ادوار گذشته نیز هست به طوریکه چهره ی زیبای ایران و ایرانی را در زلالی پر رمز و راز شاهنامه به وضوح می شود دید . بسیاری از بزرگان و دانشمندان عمری در تفحص و تحقیق و تدقیق شاهنامه گذرانده اند و هنوزهم بسیاری از رمز و راز ها نامکشوف مانده است. شک نیست که مروری برشاهنامه دغدغۀ ذهنی همه ادب دوستان و شعرا را به خود اختصاص داده باشد اما حجم زیاد این اثر گاهی اولین سد مشتاقی است . گو اینکه وقتی مشتاقی و دلباختگی دست به دست هم می دهند نمی شود شبی بخوابی و نگاهت به شاهنامه گره نخورده باشد . بنا به قول عزیزی از یک مصری پرسیدند شما با این همه پیشینه تاریخی و علمی چطور شد که زبان و فرهنگتان عربی شد ؟ و در پاسخ گفت که : ما فردوسی نداشتیم . این گفته راست یا ناراست به ظرافت اثر عمیق و ماندگار فردوسی را بر این دیار و مردمان این خطه به وضوح نشان می دهد. با این همه به قول زنده یاد مهدی اخوان ثالث چه درد آور است که نسل جوان ما همه ستاره های غربی و شرقی را می شناسند اما از اسامی مندرج در شاهنامه گویی نه چیزی شنیده اند و نه چیزی می دانند . موانع زیادی برای این عدم آشنایی هست که مجال دیگری برای پرداختن به آن می طلبد ، اما یکی از عزیزان و دل باختگان فرهنگ ایران زمین و ایران باستان جناب ناصر صارمی است که با تالیف این کتاب قدمی زیبا برای آشنا ساختن نسل جدید با شاهنامه برداشته است .این کتاب که در 93 صفحه ارائه شده و به قول زیبای خودشان شاهنامه در یک نگاه می باشد شاهنامه را به صورت نثر و چکیده ارائه کرده بطوریکه علاقمندان در عرض چند ساعت با کل مطالب مطرح شده در شاهنامه آشنا می شوند و گرد و غباری از چهره این قهرمانان و اسطوره های فرهنگی زدوده می شود . بی شک ارائه چنین اثری بدون تلاش و مطالعه میسور نمی شده بلکه جناب صارمی کرارا به نسخه های متعدد مراجعه و با دقت و وسواس خلاصه ای در خور توجه و زیبا تقدیم دوستداران ادب و هنر ایرانی کرده اند امید که سعی و تلاش این عزیز همواره قرین با گوهر مقصود بوده و شاهد ارائه سایر آثار ارزشمند ایشان باشیم .
برای آشنایی بیشتر با این شاعر گرامی به وبلاگ ایشان با آدرس ذیل مراجعه بفرمایید :
http://beheshtenazm.blogfa.com
در پست های آینده مجموعه های ذیل معرفی می شوند:
1- تا آسمان تا خدا ( سروده جناب محمد علی رستمی )
2- قدری آسمانی تر ( سروده جناب محمد حسین انصاری نژاد)
3 – آن نیمه ام کجاست ؟ (سروده سرکار خانم فرحناز حمزه )
4- دیگر هم بازی ات نمی شوم ( سروده جناب پژمان الماسی نیا )
5- عاشقانه های برف به اسم کوچک ( سروده جناب پژمان الماسی نیا )
6- بعد از باران مجموعه اشعار زنده یاد ولی احمد باران پور (آرش ) به کوشش جناب عبدالرحیم سعیدی راد
7- ساعت به وقت دلتنگی ( سروده جناب عبدالرحیم سعیدی راد )
8- یکی مرا به کلینیک معرفی کند ( سروده جناب رحیم فروغی)
9- شرح و توضیح هزار مثل در گویش تویسرکانی ( مولفین : جناب دکتر مهدی صابونی و جناب ابراهیم طاهر زاده )
دوستاني كه مايلند كتاب و مجموعه ی اشعارشون در اين وب معرفي بشه لطف کنن ويك نسخه از كتابشون رو به آدرس ذيل ارسال بفرمایند:
تويسركان : صندوق پستي 65815-151
یه روز که بخاطر حافظ می خواستم از تجربی منصرف شم شور ابوعلی سینا مانع شد و آخرالامر نه حافظ شدم و نه ابوعلی بین شعر و طبابت گیر افتادم نه از حواس پرتی که دلم می خواست گیر بیفتم و وقتی افتادم خوب نمی شد تنها بمونی این شد که تصمیم گرفتم ساکت بمونم تا بقیه هم از چاه حضرت یوسف (ع)بی بهره نمونن.....