تبليغاتX
شعر ملایر
شعر ملایر
اشعار تازه و نقد و بررسی
از هفتاد که بگذریم

 

اعیاد شعبانیه بر همه ی عشاق اهل بیت (علیهم السلام )مبارک باد

مطالب اين پست شامل :

1- چشم غزل (شعری از خودم )

2- معرفی مجموعه ی از هفتاد که بگذریم ....(سروده ی جناب بذر افشان )

 

دوستاني كه مايلند كتاب و مجموعه ی اشعارشون در اين وب معرفي بشه لطف کنن ويك نسخه از كتابشون رو به آدرس ذيل ارسال بفرمایند:

تويسركان : صندوق پستي 151-65815

 ...................................................................................

 

1- چشم غزل

همه ی دلم غزلی است پیشکش به

 خورشید و ماه کربلا

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین ....

السلام علیک یا ابا الفضل العباس ...

 

چشم غـزل به نقطۀ بسم الله می برم

 

تا دست ماه را گرفته ام و راه می برم

 

دریا علم نمی شود که قلم هم شود ، ولی

 

"کوتاه مثل آه " تا بسم الله می برم

 

از اشتیاق،نیزه وشمشیر آب آب شد

 

تا آسمان به زیر پای تو ای ماه  می برم

 

دنیا سیاه شد قمر در عقرب شد و دو دست

 

شد ماه چارده که دارم همـراه می برم

 

شور و نوا مرکّبی شد و نی های خیزران

 

شد بر لبان من اسیر و به دلخواه می برم

 

نی عاشقانه منبری شده آن قدر که سرم

 

بر روی بال جبرئیل به اکراه می برم

 

قفل زمین و آسمان ابداً وا نمی شود

 

الّا به یمن این دو دست که کوتاه می برم

 

2- از هفتاد که بگذریم ...

سروده : جناب رجب بذر افشان

ناشر: انتشارات پیوند سال 1382

طراحی جلد : احسان خلیلی

این مجموعه که در سال 1382 با قیمت 700 تومان روانه بازار ادبی شده است ، در بر گیرنده ی 25 شعر آزاد و 10 غزل می باشد . طرح روی جلد  این مجموعه بیانگر این است که این شاعر عزیز در صدد فاصله گرفتن از معیار های متعارف شعر معاصر است یعنی شیوه هایی که در چند سال اخیر به پست مدرن اشتهار پیدا کرده است ، با این تفاوت که جناب بذر افشان در صدد ارائه اشعار به شکلی منحصر به فرد و از دید و زاویه ی نگاه خاص خودش می باشد نه صرفا شگرد ها و تکنیک هایی که بویی صرفا کلیشه ای و تقلیدی بدهد . یعنی دید و نگاهی که در هر سبک و روشی ، در صورت تداوم و نمود بارز ، مسلما چشمگیر و ارزشمند خواهد بود .خطری که همیشه درکمین رسیدن به زبان و شیوه ی خاص ، وجود داشته ودارد این است که تا بدست آوردن مقبولیت عام ،شاعر می بایستی آزمون و خطا های زیادی را تجربه کند تا این شکل ارائه ی هنری اثر با سلیقه ی جامعه ی ادبی هم بتواند به نوعی سنخیت و همراهی پیدا کند.گرایش به پست  مدرن در جامعه ی ادبی ما بحث تازه ای نیست ، شاید بتوان گفت که از دهه ی هفتاد گرایش به این سمت با بحث های هرمنوتیکی ( و تئوری های مختلفی که ارائه شد، من جمله مسائلی که دکتر براهنی ارائه کرد ) و گرایش های مختلف شعرا پی ریزی شد تا به اشکال مختلف فعلی رسیده که در قالب های مختلف آزاد و کلاسیک ارائه می شود پرداختن به این مسئله که پست مدرنی که در ایران به آن پرداخته می شود چقدر با پست مدرنی که در کشور های غربی ارائه می شود (در طی 70 -80 سال اخیر ) هم سویی یا اختلاف دارد و آیا اصلا شرایط ما مقدمات لازم این سبک را دارد یا نه ؟ قطعا بحث دیگری می طلبد که در این مجال نمی گنجد ، اما بهر حال دوستانی که این سبک را دنبال می کنند هم دل بستگی ها و دلائل خودشان رادارند و یکی از همین عزیزان جناب بذر افشان است که با دانش و تجربه ی ادبی وافری این شیوه را انتخاب کرده است . عزیزی که با شخصیت متواضع و بزرگوارانه ای فارغ از هیاهوها مشغول خواندن و نوشتنی است که فقط به شعر محدود نمی شود گرایش های مختلف ادبی شعر داستان مقاله و ... را هم تجربه کرده و با نگاهی هوشمندانه مسائل ادبی را می کاود . پیش از انتشار این کتاب جناب بذر افشان دو مجوعه ی شعری دیگر را هم منتشر کرده بود ( وسعت پرواز و دل کبودی های پاییزی ) و در آنها به خوبی نشان داده بود که زیر و بم اشعار کلاسیک و آزاد را به خوبی شناخته و درک کرده است و اگر در این مجموعه ی اخیر با گرایش پست مدرنی ارائه اثر کرده ، از روی ضعف و ناتوانی نیست و کاملا آگاهانه به این سمت آمده است . در آثار آزاد این مجموعه انتظار نداریم با این توصیف ها روال متداول و معمول انتقال حس و کلام شاعرانه را داشته باشیم بلکه روایت های گوناگون ساختار شکنی ، فضاهای در هم تنیده ، رها شدن جملات و روایت و ... خصوصیاتی هستند که به وفور دیده می شوند مثل :

لطفا این شماره را بگیرید // 888/34 – ساری 71 //با اینکه همراهم سارس گرفته // در دسترس ام // پایم فلش می کشد از این خیابان تا // تا این ساعت مچم را نگیرد// گرد می کنم میدانی که می دانم // پشت خستگی این حرف ها // غیبت زده انگار / توی جمعیت دستی به شانه ام // آقا دنبال این نشانه ام //باش تا این چراغ سبزت کند // بعد دور می زنی چپ های این راسته //تا ...// اینهمه راه را تا غروب //اصلا به من آشنایی نداده اند // [هوایی تیره تر از این ... // روم سیا اَخوی // این کفش ها بپام فشار آورده اند // این راهنما هم میخ شده جلوم //با این همه تابلو سبک/سنگین // شاید با این دنده عوضت کنم ] // ای بابا رهایم کنید // خودم تمام راههای نرفته را / بلدم //
از این چهار راه به بعد // این آینه // دیگر خودش را برایم نمی گیرد //
در هر شعری شاید بطور نسبی بشود گفت که قطعات بالنسبه مستقلی دیده می شوند که بر اساس تئوری های پست مدرن این قطعات در ترکیب باهم بدون ادعای داشتن ساختار و شکل واحد، فرم و شکلی را تشکیل می دهند که انعکاسی است از جهان شاعر. در حقیقت کولاژی که در بی شکلی، شکل تـشکیل داده و با عدم انقیاد به فراروایت های زبانی و .... ماهیت و ذات هنری اش را عرضه می کند . این شکل در کارهای جناب بذر افشان به سمتی می رود که ریشه در ادبیات کلاسیک خودمان دارد؛ یعنی به سمتی که بحر طویل حرکت می کرد. با یک وزن واحد هر موضوعی می توانست مطرح شود وبا شگرد های زبانی که از قوافی و مشابهت های ظاهری کلمه با تفاوت های معنایی و ... موضوعات مختلف جدی ویا طنز بهم گره می خورد. در گرایش پست مدرنی جناب بذر افشان این شیوه را
شعر تویل نام گذاری کرده و با مهارت و زیرکی در آثارشان بکار برده و می برند .مضاف بر اینکه گاهی با تغییر روایت و راوی گاهی با شباهت کلمه و یا ایهام موجود از کلام و ...سود جسته کلاژ های مختلف را تشکیل می دهد و با تجربه هایی که در دو مجموعه ی قبل داشته مثل : نگاه توصیفی ، پایانبندی های هوشمندانه و غیر مترقبه ،دید اجتماعی و ... سایر شگرد های کلامی ساختاری به اثر بخشیده که در نگاه اول نمود و ظهوری نشان نمی دهد بلکه با چند بار خوانی اثر سایر لایه ها و بطون آثارشان بارزتر می شود
اما در آثار کلاسیک این مجموعه :

درغزل های ارائه شده تقریبا بیان حادثه یا شرحی از ماجراست که شاید بشود گفت که بنوعی وقوع گویی است شیوه ای که درحوالی قرون 11 و 12 تقریبا پیش از سبک هندی مرسوم بود .البته با تذکر مجدد این نکته که سنگینی دید و زبان جناب بذر افشان بنوعی از وقوع گویی محض هم فاصله گرفته تا به نوعی خاص خودشان باشد در همین غزل ها هم گاهی با شگرد های پست مدرنی مواجه می شویم مثل :
چگونه جاده عبورت نداد برگشتی
همین تلق و تلق ....پنج پنج چر گشتی

ویا :

و هی دو عقربه رقصید روی صفحه ی صاف
زمان به من و من افتاد یک ، دو ، سه ...سوسن

 اما در مجموع غلبه و سیطره با انتقال متداول و مقید زبانی متعارف است در این غزل ها که جناب بذر افشان به دنبال "غزل سبک جدید" است وفاداری به قالب و قوافی و اسلوب وزنی و ... کاملا مشهود بوده و در محتوا و بیان روابط انسان ها با زاویه دید جدید شاعر روبرو مشویم که در صدد تعریف تازه از انسان و جهان است. در این غزل ها شاعر صرفا بیانی عاشقانه نداشته و با دید اجتماعی در کنار همه ی مردم نفس می کشد، اعم از دو عاشق در پارک تا صحنه ی قتل و گرفتاری ها و ... حلاوت بیان و شکل دادن هنرمندانه به همین مسائل پیرامونی است که غزل های این عزیز را شنیدنی تر می کند غزل استحاله را با هم می خوانیم :


سری که هیچ سر آمدن نداشت آمد بلند بود ولیکن بدن نداشت آمد
- بلند شد سر خود را به آسمان بخشید سری که بر تن خود ،خویشتن نداشت آمد
- در آسمان خدا استحاله شد ، بر گشت ستاره قصد ستاره شدن نداشت آمد
و از خدای خودش گفت :"بعد اینهمه حرف" ادامه داد خودش را ، سخن نداشت آمد
دل تراشه ی خون برق زد دو چشمانش سر دو تا مژه بر هم زدن نداشت آمد
نشد که از تن زخمی در آورد تیری جنازه اش کف صحرا کفن نداشت آمد
نخواست روی زمین مرگ را ببیند، دید که آفتاب دل شب وطن نداشت آمد
پرنده شد به هوا رفت تا همین دیروز سر و پلاک شهیدی که تن نداشت آمد

با آرزوی توفیق روز افزون برای جناب بذر افشان گرامی

برای آشنایی بیشتر با این شاعر عزیز و گرانقدر به وب ایشان با این آدرس مراجعه بفرمایید :

http://www.vey.persianblog.ir

 

در پست های آینده مجموعه های ذیل معرفی می شوند:

1- پونه زرد کویر (سروده سرکار خانم شوکت بانو اردبیلی)

2- نگاهی نوین به اسامی کهن ( تالیف دکتر فیروز سیمین فر )

3- داوود در حنجره داشت (سروده جناب مصطفی فخرایی )

4- من المثنی منم ( سروده جناب سعید نصار یوسفی )

|+| نوشته شده توسط دكتر داود بیات در شنبه نوزدهم مرداد 1387 ساعت 0:24 قبل از ظهر |






Powered by WebGozar

موسيقي


RSS

All Rights Reserved 2006 © By davoodb.blogfa.com

>


مركز آموزش ايرانيان
: نويسنده وبلاگ
دکتر داود بیات
: آيدي من
dbmanizan @yahoo.com
: آدرس وبلاگ
htttp://davoodb.blogfa.com
: با تشکر از
naser saremi @baktash
: آيدي ناصر صارمی
nasersaremi@YAHOO
در ضمن نظر در مورد وبلاگ يادتون نره
بازم به وبلاگ ماسر بزنيد
* پــــــــــــــــا يـــــــــــا ن *




منتظرت می مانم به شرطی که عمر کم نیاورد