تبليغاتX
شعر ملایر malayer poem
شعر ملایر malayer poem
اشعار تازه و نقد و بررسی
هفت لاغر...
 

1-باز هم کاری از گذشته:

 

 

 


 

 

وارث مزرعه بودیم و صدایی می گفت :

 خواب خواب است چه یک چشمه بخوابی و چه جفت

تیغتان دست و زبان چشم شما در طیران

تا بیاید به جهان نبض زمین روح زمان...

ما شنیدیم هم از راه ادب هم عادت

شش جهت تیغ زدن نیست ولیکن راحت

مثل اصحاب نبودیم به غاری محبوس

وسط کار نبودیم به خوابی مأ نوس

خواب ما مختصری بود و عجب مختصری !

که به راه تو عطا کرد پل معتبری

# # #

آن عصادار به تکلیف تکلم تا ماند

جان تو گاو شد و بانگ اناالحق را خواند

بوس تثلیث و پل نحس تو همکار شدند

هفت گاو از سر دوش تو پدیدار شدند

هفت لاغر همه از کفر پشیمان بودند !

با دل روزه سر مزرعه مهمان بودند !

هفت لاغر که نبردند ،مگر عصمت تیغ !

هفت گاوی که نخوردند ،مگر غیرت تیغ ! ...

خواب ما مختصری بود و تداوم دارد

و به بیداری مان نیز تهاجم دارد

# # #

با معبر ننشستیم که جایی تنگ است

وسط چاه مگر جای سخن از جنگ است

لاغری ها به دل مزرعه ،تعبیر نشد

تیغ ما ماند و از زنگ خودش سیر نشد !

موریانه که به جان همه ی ما افتاد

نه به یوسف که به گاو تو زلیخا را داد !

موریانه نه عصا خورده که ما را خورده است

ارث موسی نربوده است که ما را برده است ...

خواب ما مختصری بود و عجب مختصری

که به گاو تو رسانید سر معتبری !

# # #

ناقه پی کرد ،ولی گاو تو کشتار نکرد !

مزرعه خورد ولی روزه که افطار نکرد!

ائتلاف تو و تثلیث تو در خون زده است

خنجری که مثلاً ریشه ی زیتون زده است !

ائتلاف تو و تثلیث به خون شهدا

تا بحدی است که تعمید کند عیسی را !

سخن تازه نه زیتون به بهای خون است

تیغ مانده به غلاف است که بس مدیون است

خواب ما مختصری بود و تداوم دارد

و به بیداری مان نیز تهاجم دارد

# # #

تیغ اگر تیز شود گردنمان را ببرد

ترسم این است که خواب از سرمان هم نپرد

سخن تازه نه زیتون به بهای خون است

تیغ مانده به غلاف است که بس مدیون است

آری اما سخن از سور پلنگ است اینجا

و برای جگر ما تب جنگ است اینجا

مانده هابیل سر دست خودش در صحرا

و به تشییع خودش مانده خدایا تنها

انتظاری که وظیفه است خدایا تاکی ؟

و علمدار نیاید به صف ما تا کی ؟

 

اردیبهشت 75


 

 

 

 

 

 

2- در پست قبل دوستان و عزیزان نکات ارزشمندی را متذکر شده بودند  که برای نمونه عبارتند از :

 

- با وجود اینترنت گرایش به کتاب کم شده

- بیشترین مشگل در توزیع کتابه

- دوستان شاعر گرایش و تمایلی به حمایت از هم ندارند

- کیفیت اشعار چاپ شده جوابگوی نیاز شعر دوستان نیست

- مشگلات و روال اداری چاپ کتاب

- نگاه کاسبکارانه ی فروشندگان کتاب به اثر شعری

- مشگلات اقتصادی مردم

- ..........

بدون شک نکات فوق و بسیاری از نا گفته های دیگه همه و همه باعث شده که این مشگل بوجود بیاد و بدون توجه به علت های ایجاد کننده نمیشه به راه حل مناسب رسید. در بسیاری از کشور هایی که در حال حاضر هم چندان پیشرفت چشمگیری از نظر اقتصادی ندارن گرایش به کتاب و کتاب خوانی با کشور ما تفاوت چشمگیری داره برای مثال :

دوریس لیسسینگ (برنده ی جایزه نوبل 2007):

*  اخیرا یکی از دوستانم که به زیمباوه سفرکرده بود ،تلفن زد و گفت، هنگامی که در زیمباوه بودم مردمان روستا سه روز غذا نخورده بودند، اما در مورد آموزش،یادگیری و تهیه کتاب و دسترسی به آن بحث و گفت‌وگو می‌کردن

و یا :

* جالب است بدانید که علاقه به کتاب و کتاب خوانی در هر جای آفریقا از کنیا تا جنوب آفریقا قابل مشاهده است.

و یا در کشور های امریکای لاتین که اگه از ما پیشرفت کمتری نداشته باشن بیشتر نیستن اما گابریل گارسیا مارکز و ...را به نوبل می رساند و ما با این همه سابقه ی ادبی و ادب پروری متاسفانه به اینجا می رسیم که نه تنها کاندید نوبل نداشته باشیم بلکه تیراژ کتابهامون هر روز کمتر و کمتر بشه .

به قول معروف : مستمع صاحب سخن را بر سر شوق آورد این یه رابطه ی دوطرفه است که بین مولف و خواننده باید برقرار بشه، اشکال از یک طرف باعث به هم خوردن این تعادل به ضرر همه ی جامعه میشه که به اصطلاح؛ این ساز صداش بعدا در میاد به شکل افولی در فرهنگ و ادب که ای بسا قابل جبران هم نباشه

برای معرفی کتب منتشر شده این حداقل کاری است که میشه از طریق وب انجام داد که با گسترش اون به سایر وب ها میشه از طریق وب هم مشگل توزیع رو برطرف کرد به این درصد ها دقت بفرمایید :

برای پخش کتاب اکثرا بین 30 -38 درصد قیمت پشت جلد رو برای دستمزد میخوان که 20 – 25 درصد رو به کتاب فروشی ها میدن

هزینه ی چاپ رو هم اگه به هزینه های فوق اضافه کنیم در نهایت اگه مولف بدهکار هم نشه شانس آورده !!!

(البته اگه جایی پیدا بشه که با نسیه کاری و... قبول کنه که کتاب تازه متولد شده رو پخش کنه )

با این تفاسیر شعر و ادب و نویسندگی یک کار حاشیه ای میشه نه کاری که محور اصلی و همه ی هم و غم مولف باشه که در مجموع همه ی این راه ها به اینجا ختم میشه که:

 برای فرهنگ و ادب الفاتحه

که نه من و نه شما هیچکدوم همچین روزی رو نمی خوایم شاهد باشیم.

 در حد مقدور همچنان با همه ی بی بضاعتی هام حاضرم کتاب دوستان و عزیزان رو در این وب معرفی کنم( ویا نقد بسته به تمایل مولف). تاانشاالله با یاری همه شما بزرگان کم کم شاهد تحولی تو قسمت کتاب و کتاب خوانی باشیم

در صورت تمایل کتاب تون رو به آدرس ذیل ارسال بفرمایین تا نسبت به معرفیش اقدام لازم انجام بشه :

 

 تویسرکان-صندوق پستی151- 65815

 

 

پانوشت ها :

*- این دوقسمت برگرفته شده از متن سخنرانی دوریس لیسسینگ است که در سایت آتی بان متن کامل اون درج شده

|+| نوشته شده توسط دكتر داود بیات در سه شنبه نهم بهمن 1386 ساعت 0:9 قبل از ظهر |






Powered by WebGozar

موسيقي


RSS

All Rights Reserved 2006 © By davoodb.blogfa.com

>


مركز آموزش ايرانيان
: نويسنده وبلاگ
دکتر داود بیات
: آيدي من
dbmanizan @yahoo.com
: آدرس وبلاگ
htttp://davoodb.blogfa.com
: با تشکر از
naser saremi @baktash
: آيدي ناصر صارمی
nasersaremi@YAHOO
در ضمن نظر در مورد وبلاگ يادتون نره
بازم به وبلاگ ماسر بزنيد
* پــــــــــــــــا يـــــــــــا ن *




منتظرت می مانم به شرطی که عمر کم نیاورد