بسم الله الرحمن الرحيم
مهندس مهدي خالقي سالهاست كه (قريب يك دهه ) ذوق شاعرانه ي خودش را با سختي هاي مهندسي عمران ممزوج كرده و با هردو در تشكيل ساختار هنري سعي و كوششي چشم گير دارد كتابي به نام :
"روياي مهمان" از ايشان در سال ۸۰ به چاپ رسيده كه محصول طبع آزمايي هاي اين شاعر صميمي در طي نخستين سالهاي بيقراري شاعرانه ي ايشان است غلبه ي انديشه بر حس و خيال را در زباني تلفيقي در اين اثر خود به نمايش مي گذارد كه اميدواريم در آثار آتي درخشش هر چه بيشتر ايشان را شاهد باشيم
نمو نه هايي از اين مجموعه ي شعر ي را با هم مرور مي كنيم
اسارت
دست هايت حلقه ي اسارتي
كه به دلخواه در آن گرفتار شده ام .
چشمانت زايش حسادتي است
بر ديدگاني كه دزد آن نگاهند .
و تبسمت اعجاز بندگي است .
تو سر چشمه ي آرزوهاي دست يافتني هستي
و چونان سايه ي بتي
كه معجزه اي جز ظلامش نيست
و من بنده اي
كه تيرگي را بنده ام .
***********************
افسوس
لرزش سايه هاي آسايش ديروز
از آن دست بود
كه در قتلگاه لحظه ها
نظاره
اين روزها را ننشستيم
و حقيقتي است
نت هاي افكنده در خطوط بسته ي ذهن
كه افسوس فردا را
نشانه رفته است .
|
+| نوشته شده توسط دكتر داود بیات در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 ساعت 12:43 بعد از ظهر
|